خرید بک لینک
بسم الله نشسته بودم روی صندلی های ایستگاه اتوبوس دانشگاه منتظر سرویس بودم . چند تا دختر داشتند درباره ی انتخابات صحبت می کردند . حرفهایشان از سر تعصب نبود، سرسری هم نبود اتفاقا کاملا معلوم بود که دارند همه ی برنامه های کاندیداها را دنبال می کنند ، خ

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:59

غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد ..

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:59

بسم الله +رفته بودم سراغ آرشیو وبلاگم، سراغ پست هایی که ذخیره شده ولی منتشر نشده بودند و خب با همان احساسات همیشگی روبرو شده بودم؛ تعجب، شگفت زدگی . من اینها را نوشته ام ؟! همیشه همینطوری می شود، از خودم، از احساسم، از ادبیاتم، از هر آنچه نوشته ام ت

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:37

بسم الله

سکوت شاید بتواند غم را در خودش جای بدهد یا حتی عصبانیت را ، ولی دل تنگی را نه ، نمی تواند ، کم می آورد . دل تنگی بزرگ می شود ورم می کند، سکوت ترک بر می دارد، می شکند، از هم می پاشد.دل تنگی کلمه می شود ، شره می کند از سکوت می گذرد، شعر می شود ، ترانه می شود ، گاهی هم چند خط نوشته می شود . سکوت هر چقدر قلب بزرگی داشته باشد ، دل تنگی از آن بزرگتر است ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:26

بسم الله دست برده بودیم بهترین را بچینیم. دستمان نمی رسید یا بهترین را اشتباهی فهم کرده بودیم ؟ کجا افتادیم از آن بالاها ، که هر چقدر سر بلند می کنیم ، هر چقدر دست می بریم خالی بر می گردیم ؟ انگار افتاده ایم قعر چاه دنیا و نور فقط از بالای سرمان ع

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:26

بسم الله

دلش خواست برود یک جای بلند ، خیلی بلند ، آنقدر بلند که تمام دنیا زیر پایش باشد ، دلش خواست بنشیند و از آن بلندی دنیا را نگاه کند ، نگاه کند، نگاه کند ، بعد بلند شود ، خودش را بتکاند ، آخرین نگاهش را به دنیا بیندازد و بعد پشت کند و برود و برود و برود ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:21

بسم الله

و ماهی قرمز کوچکی در گلویش مرده بود ولی گریه میکرد ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:21

صفحه بندی